ایــران درچــرخشگاهِ ...
«ظهور»، کتابی برای برونرفت از خرافات دینی و امام زمان
میرزاآقاعسگری(مانی)

* تماشای انبوه مردمانی که در«عاشورای حسینی» سیاه میپوشند و سیاه میاندیشند و خون خویش را بر سرتاپای خویش میافشانند چیز واقعا عجیب و غریبی است! آن هم درست در قرن بیست و یکم که دانش و آگاهی مردم متمدن جهان سر به کهکشانها کشانده است. تماشای تودههائی که برای ظهور آن بچهی ۵ سالهی عرب در خیابانها و مساجد ایران نعره میزنند، یقه میدرانند، روی مین میدوند و "نیروی استشهادی"؛ «برای کشتاردگراندیشان» تشکیل میدهند بسیار ترحمانگیز و شگفتیزا است. براستی ما کیستیم؟ چیستیم؟ در کجای جهل تاریخی به اسارت رفتهایم؟
* گفتمان کتاب «ظهور» همانا نشان دادن گنداب خرافه است و شکستن هاله ی «تقدس» گرداگرد حقه بازی بزرگ آخوندی در ایران، یعنی پدیده ی «امام زمان» است.

«ظهور»، کتابی برای برونرفت از خرافات
حکایت هوشنگ معینزاده]+[ و "امام زمان"
ایران درچرخشگاهِ فرهنگی دشواری به سر میبرد. پس از فرورفتن میهن ما در مرداب دین اسلام و فرهنگ تازیان، هرگونه تلاش سیاسی، نظامی و فرهنگی برای برونرفت از شکست سیاسی – فرهنگی در چهارده سدهی گذشته بینتیجه مانده است.
مردمی که روزی روزگاری مصدر قدرت، دانش، صنعت و ادبیات بودهاند، مردمی که روزگاری امپراتوریهای بزرگی درخاورزمین برپا کرده بودند، امروزه در شوهای مضحکی با نام "عاشورا و تاسوعا" با قمه و زنجیر بر سر و روی خود میزنند، خود را در حوضچههای گِل، گِل مالی میکنند، برسر و شانه و صورت خود گِل میمالند، نوحهخوانی و گریه و زاری میکنند، و برای فرارسیدن "انقلاب مهدی" سردر چاه "جمکران" فروبردهاند. آیا چنین مردمانی سحر و جادو شدهاند؟ آیا اینان "طلسم" شدهاند؟! آیا جادادن این "هویت جعلی" با نام "تشییع" در کالبد چنین مردمانی، برای نگهداشتن ابدی آنان در تباهی و تاریکی طراحی نشده است؟! از آن لایهی نازک و شکستنی ایرانیان دگراندیش و روشنبین که اینگونه خرافات را نپذیرفته و جان و مالشان را در راه افشاء این توطئه باختهاند بگذریم. چرا که آنان اگرچه در اندیشه نیرومند و نو بودند، اما "سیدها" و "آخوندهای وارداتی" و "آخوندهای تولید شده درایران" توانستهاند تودههای مردم را زیر خط دانائی و آگاهی نگهدارند و از همان تودهها لشگری جرار برای سرکوب آن لایهی نازکِ نواندیش ترتیب دهند. تماشای انبوه مردمانی که در«عاشورای حسینی» سیاه میپوشند و سیاه میاندیشند و خون خویش را بر سرتاپای خویش میافشانند چیز واقعا عجیب و غریبی است! آن هم درست در قرن بیست و یکم که دانش و آگاهی مردم متمدن جهان سر به کهکشانها کشانده است. تماشای تودههائی که برای ظهور آن بچهی ۵ سالهی عرب در خیابانها و مساجد ایران نعره میزنند، یقه میدرانند، روی مین میدوند و "نیروی استشهادی" [برای کشتاردگراندیشان] تشکیل میدهند بسیار ترحمانگیز و شگفتیزا است. براستی ما کیستیم؟ چیستیم؟ در کجای جهل تاریخی به اسارت رفتهایم؟ ادامــــــه[+]

0 Comments:
Post a Comment
<< Home