Thursday, January 28, 2010


بیانیه های زنجیره ای جناح اصلاحاتچی


سیامک مهــر



اصلاح طلبان و کارگزاران سیاسی ِ باند رفسنجانی و پدرخوانده های مافیای روحانیت زمانی که نتوانستند جنبش سبز را به بیراههء « راه سبز امید» بکشانند و خیزش خرداد به مانند سرو راست قامت در برابر تمامیت حکومت اسلام، تمام قد ایستاد، به شدت به هراس افتاده اند و در جستجوی راه چاره ای آنهم در آستانه سالگرد یوم الکفتار 22 بهمن به هر دری می زنند تا روزنه ای برای نجات بیابند. اما بی گمان آیت الله ها و پاسداران و سران رژیم اسلامی را از اصولگرا و اصلاح طلب سرانجام از سوراخی که صدام حسین در آن مخفی شده بود بیرون خواهیم کشید و شپش های پشم و ریششان را گندزدایی کرده و محاکمه خواهیم کرد.

اینروزها و در گرماگرم جنبش آزادیخواهی ِ ملت ایران، اتاق های فکر و کارگاه های باند رفسنجانی و کارگزاران اصلاح طلب و ملی- مذهبی ایشان بصورت زنجیره ای به صدور بیانیه رسمی و غیر رسمی و با امضاء و بی امضاء مشغولند. این بیانیه ها در ظاهر به موضوعات سیاسی و حقوق بشری و مسائل روز می پردازد، اما در باطن خود به دنبال هدف دیگری است.
حدوداً یک سوم از متن چنین نوشته هایی به زبان عربی و شامل آیه و حدیث و روایت و شعارهای اسلامی است. اسلامفروشی و تأکید بر ضدارزش ها و یاوه ها و مهملات اسلامی استخوان بندی این نوشتارهاست. تأکید بر این نکته که گویا مردم ایران به تمامی و دربست مسلمان و شیعه و حسینی و عاشق اباعبدالله هستند و به رغم سی سال مشاهده و تجربه عملی و تحمل پلیدی ها و تباهی ها و نکبت آیین اهریمنی و انسان ستیز اسلام و شیعه، کماکان دل در گرو ائمه و اهل بیت و آیت الله و مرجع و مجتهد دارند و گویا راه نجات خویش از حکومت جبار اسلامی را در خود اسلام جستجو می کنند. گویا آزادی و دموکراسی و حقوق بشر از اصول اولیه آیین اهریمن و فرقهء تشیع بوده است. گویا همهء زشتی ها، غارت ها، جنایت ها، تجاوزها و قتل ها و اعدام ها و سنگسارها هیچ ارتباطی با اسلام و قرآن نداشته و طی این مدت اسلام ناب محمدی و تشیع علوی و حسینی مظلوم و مورد تهمت واقع شده است.
در چند روز اخیر دو بیانیه و نامه با عنوان « نگران ایران هستیم» و « نامه جمعی از روزنامه نگاران به سید حسن نصرالله » در سایت های اینترنتی منتشر شده است که همین خط و ربط را به وضوح دنبال می کند و مثال خوبی از کلیه بیانیه ها و اطلاعیه های باند رفسنجانی است.
در مورد نخست گفته شده است که بیستمین بیانیهء خانواده های زندانیان سیاسی است. این به اصطلاح بیانیه با « بسم رب المظلومین» و شعار« یازینب، یازینب» شروع می شود و به آنان که در خفا ستم می کنند هشدار می دهد که در« بارگاه الهی» باید پاسخگو باشند. خانواده های زندانیان سیاسی در این بیانیه، آنانی که صدای مظلومیت ایشان را نشنیده اند را مصداق بارز « صم بکم عمی فهم لایعقلون» دانسته اند. گفته اند که بیش از 7 ماه « فرزندان امام و انقلاب» را دربند و حصر و در سلول هایی غیرقابل تحمل و محروم از حقوق انسانی به اتهامات واهی نگاه داشتند و خانواده هایشان را سرگردان و پریشان و متحیر و متعجب از این رویه غیرقانونی و غیرحقوقی در« کشوراسلامی و ام القرای مسلمین» رها کردند!
در ادامه آمده است که ما نگران سلامت عزیزان دربند هستیم... و نمی دانیم روح های بزرگ این « دلاوران و قهرمانان راه آزادی و استقلال و جمهوری اسلامی» که « شعار انقلاب اسلامیمان» که به سی و یکمین سالگردش نزدیک می شویم بود، چه میزان آسیب دیده و چه قدر زمان لازم است تا این همه لطمه و صدمه جبران شود و « سرمایه های اجتماعی» باردیگر فزونی گیرد؟
همچنین خانواده های زندانیان سیاسی در این بیانیه گفته اند که « فرزندانشان در عرصه رزم علیه باطل جان در کف گذاشتند و دعوت امام را لبیک گفتند... و بیشتر از آن نگران انقلابی هستند که با « آرمان هایی انسانی و والا شکل گرفت و با حضور یک پارچه ملت و رهبری داعیانه امام (ره) به پیروزی رسد.»
در پایان نیز برای اینکه خواننده گمان نکند نویسندگان بیانیه عنوان نوشتهء خود را فراموش کرده اند، آورده شده است که «ما نگران امروز و فردای ایرانیم» و سپس: « والسلام علی عبادالله الصالحین».


و امروز مافیای رفسنجانی با دست باز ثروت های دزدیده شده از ایرانیان را خرج نجات اسلام می کند. هزینهء و مخارج اصلاح طلبان و دوره گردی های گنجی و کدیور و افشاری و حقیقت جو و مهاجرانی و ده ها اسم دیگر از همین منبع تأمین می شود. هزینهء رسانه های غربی، دانشگاه های اروپایی و آمریکایی که به اصطلاح نواندیشان دینی و اصلاح طلبان ارسالی را توی بوق کرده اند، جایزه هایی که به مناسبت های مختلف به اسلامگرایان و زنان لچک به سر داده می شود نیز از همین منبع فراهم می شود.

در هیچ قسمت از این بیانیه صحبتی از ایران نشده و اساساً گفته نشده که موضوع جنگ باند خامنه ای و سپاه با مافیای رفسنجانی و اصلاح طلبان که منجر به دستگیری تروریست های سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و حزب مشارکت و کارگزاران و عواملی مانند بهزاد نبوی و تاج زاده و عطریانفر و ابطهی و علیرضا بهشتی و سایر وحوش مسلمان و کفتارهای اسلام گردیده، چه ربطی به ایران و ایرانی دارد؟
ادامه را در تارنمای «گزارش به خاک ايران» بخوانید[+]

سيامک مهــر
January 26, 2010
دریافت بازتاب از دیدگاه خوانندگان [+]

Labels: ,

0 Comments:

Post a Comment

Links to this post:

Create a Link

<< Home